دیروز توهین و امروز تهدید توسط رئیس فدراسیون سوارکاری کشور علیه ترکمنها

هفته های گذشته صدای ضبط شده ای از رئیس فدراسیون  اسب سواری کشور پخش شد که موجب دل آزردگی شدید و اعتراض گسترده مردم ترکمن صحرا در شبکه های مجازی شد. صدای ضبط شده ای از خلیلی رئیس فدراسیون سوارکاری کشور پخش شد که در جلسه ای احتمالا خصوصی حرفهای رکیکی بر علیه ترکمنها که حامیان مردمی و عاشقان اصلی سوارکاری کشور محسوب می شوند بر زبان می راند. حرفهای ایشان با این که جنبه انتقادی دارد اما گاه از انتقاد فراتر رفته به مرز  توهین به قوم و ملیتی می رسد: ابتدا علاقمندان سوارکاری ترکمن را عده ای قمارباز و معتاد معرفی می کند که پولشان را حتی صرف تحصیل بچه هایشان نمی کنند ( کاملا کذب، ترکمن صحرا یکی از پر تحصیلکرده ترین مناطق ایران است) و اما تلخترین جای صحبت ایشان این است که با نگاهی بورژواگرایانه به مقایسه شیفتگان و حامیان اسب سواری در ایران و سایر کشورها می پردازد و می گوید: « رئیس فدراسیون سوارکاری جهان همسر زن شیخ محمد دبی و دختر ملک حسین اردنه، پرنسسه ، ما اومدیم با یک مشت پیژامه پوش فقیر میخوایم سوارکاری کنیم .»

بگذریم از این که فرهنگ پیژامه پوشی اصلا در بین ترکمنها چه گذشته و حال وجود  ندارد و ترکمنها در گذشته لباسهای سنتی خاص خود را داشتند و امروز مثل سایر مردم لباس می پوشند، بگذریم از این اگر پیژامه پوش هم بوده باشند اولین قومی هستند که در دنیا به رام کردن اسب پرداختند و صفحه جدیدی در تاریخ بشریت گشوده اند و اسب را همواره بال خود و دوست وفاردار خود دانسته اند، در هر صورت  سخنان بی مایه و  تحقیر آمیز ایشان به ترکمنها موجب اعتراض گسترده ترکمنها شده است. فضای مجازی ترکمن صحرا پر شده از جوابیه ها به جناب خلیلی. نمایندگان مجلس ترکمن هم علیه ایشان شاکی هستند. حتی مسئولین استانی غیر ترکمن نیز با بیانیه ها و سخنرانیهایی علیه آن مسئول هتاک شدند که قابل تقدیر است اما ایشان در طول چند هفته نه تنبیه و نه توبیخ و نه اخراج شده اند و نه خود با استعفایی عزت نفس خود را نشان داده اند. بر عکس با تلفن به یکی از مسئولین هیئت سوارکاری ترکمن صحرا بنام دکتر قیادی را که ایشان نیز مثل بقیه در فضای مجازی انتقادهایی از ایشان داشته اند، تماس تلفنی گرفته وی را با اتهام تشویش اذهان عمومی تهدید به شکایت کرده اند. یعنی به جای تنبیه یا عزل، ایشان طلبکار هم شده اند. فایل صدای تماس ایشان منتشر شده است. حرفهای تهدید آمیز رئیس فدراسیون سوارکاری ، نمکی بر زخم ترکمنها زده است و ترکمنها همچنان به  اعتراضهای خود در فضای مجازی و از طریق نمایندگان خود ادامه می دهند.

در ضمن اینجانب در  تحلیل سخنان توهین آمیز دکتر مسعود خلیلی رئیس فدراسیون سوارکاری  با نگاه به بستر سیاسی، اجتماعی این نوع رفتارها مقاله ای  نوشته ام که ذیلا ارائه می شود.

دکتر عبدالرحمن دیه جی

 

 

بررسی مسئله « توهین  به ترکمنها» از نگاهی دیگر

نکته اول: خلیلی فقط جزئی از اجزاء است

 

توهین به ترکمنها موردی نیست که فقط به شخص جناب خلیلی رئیس فدراسیون سوارکاری ایران منحصر باشد. در واقع یک معضل فردی نیست مقصر آن هم فقط شخص خلیلی نیست. توهین به قومیتهای ایرانی از زمانی که رضاخان سیاست «ملت واحد سازی» در ایران را شروع کرد و شروع به سرکوب اقوام و ملیتهای غیر فارس کرد آغاز شد. از همان زمان است که تحقیر اقوام ترک و کرد و لر و ترکمن و بلوچ … به امری ملزم و حیاتی در سیاست ایران و متعاقب آن امری معمولی در فرهنگ ایرانی تبدیل شد.  از آن زمان تا به حال با تمسخر لهجه های اقوام و ملیتها  جوکهای زیادی هم علیه آنها ساخته شد. ترکمنها را نیز همیشه سعی کردند قومی مهاجر نشان بدهند و یا ریشه ورود آنها را به ایران به حمله مغولها ارتباط بدهند. در حالی که ترکمنها حداقل تاریخ هزار ساله در این سرزمین دارند. اگر قرار باشد هر قومی را که هزاره ای قبل از سرزمینی دیگر مهاجرت کرده به این جغرافیا آمده باشند، مهاجر بنامیم،  پس باید آریاییها را هم مهاجر بدانیم،  چون هزار و پانصد سال قبل از ترکمنها با شکست دادن مادها به این جغرافیا مهاجرت کردند، البته خود مادها هم با شکست آشوریها به این سرزمین آمده اند. پیش از آن هم چه قومهای قویتری که ضعیفها را نابوده کرده اند.

البته در مورد ترکمنها جا دارد توضیح بدهیم که ، از دیدگاهی برخی باستان شناسان تاریخ  ترکنمها در این سرزمین، قدمت بسیار طولانی تری دارد و به سومرها می رسد که  که تاریخی بیش از پنچ هزار سال در این جغرافیا دارند. اما اگر حتی آن نظریه را نپذیریم ترکمنها حداقل هزار سال تاریخ روشن در این سرزمین دارند. ملتی که هزار سال در یک جغرافیا زندگی کرده باشند هرگز مهاجر محسوب نخواهد شد، حتی قومی که ریشه ای صد ساله در خطه ای داشته باشد و  قبرهای پدرانشان آنجا شکل گرفته باشد مهاجر محسوب نمی شود. پیش از حمله مغولها ترکمنها در این سرزمین حکومت خوارزمشاهی و غزنوی و سلجوقی و … را داشتند. نود در صد حاکمان ایران ترکمن – ترک بودند.( اینجا ضرورتی به تک تک شمردن آنها نیست. اگر کسی تردیدی دارد می تواند به کتابهای تاریخی نگاه کند: سلاطین خوارزمشاهی و غزنوی و  سلجوقی و افشارها  و صفویها و آق قویونلوها و قره قویونلوها…

از دوره پهلوی به بعد بسیاری از حقایق تاریخی کتمان شده  و همیشه سعی بر این بوده که اقوام غیرفارس تحقیر و اطلاعات در مورد آنها از صفحه تاریخ زدوده شوند. به عنوان مثال از امپراطوری سلجوقی که صد و پنچاه سال در این جغرافیا حکومت کرده و بزرگتری فلاسفه و دانشمندا ایرانی را ببار آورده اند و با پیشرفت در علوم و فنون  در کل دنیا شرف و افتخاری برای دنیای اسلام کسب کرده اند، به خاطر ترکمن بودنشان در کتابهای درسی تاریخ یادی نمی شود. این سیاستی است که از دوره رضاخان شروع شده ، در دوره محمد رضا پهلوی و جمهوری اسلامی تداوم یافته است.

امروز امثال خلیلی یکی از افرادی هستند که در چنین سیستم و مکتبی پرورش یافته اند و توهین به قومیتها برای آنها امری طبیعی است. بی شک تمام شخصیتهایی که در این مکتب پرورش یافته اند ( جزء استثناهایی که در هر جامعه یافت می شوند) به صورت علنی یا غیرعلنی به تحقیر اقوام و ملیتهای ایرانی می پردازند. تنها تفاوت مسئله توهین خلیلی این است که یکی از همنیشنانش فایل صدای او را لو داده و بازتاب اینترنتی و اجتماعی داشته است. اما ما صدای بقیه را به این شکل نمی شنویم.

تا وقتی که سیاست تحقیر اقوام و ملیتها پایان نیابد و به همه شهروندان به عنوان شهروندان درجه یک نگاه و حقوق انسانی اقوام رعایت نشود گاه و گدار شاهد این توهینها خواهیم بود. مسئله فقط با استعفاء یا عزل خلیلی هم حل نخواهد شد.

نکته دوم: حمایت مسئولین استانی فقط موردی است نه ریشه ای و  ساختاری

در مواجهه با توهین جناب خلیلی علاوه برروشنفکران و اهل قلم و نمایندگان مجلس ترکمن مسئولین غیر ترکمن استانی نیز عکس العملهایی داشته اند که به عنوان یک عکس العمل همگانی و فرا قومی  قابل تقدیر است. آیت الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه در استان گلستان هم در واکنش به توهین از وجود همبستگی و اتحاد در میان اقوام استان گلستان سخن رانده اند.  اما مشکل ترکمن با این عکس العملهای موردی حل نمی شود.

حال  سوال بنده این است آیا تا به حال از زبان مسئولین استانی و نماینده ولی فقیه در استان شنیده اید که در قبال تبعیضها علیه ترکمنها واکنشی نشان داده باشند؟ آیا شنیده اید که آیت الله نورمفیدی جایی و یا در رسانه ای گفته باشد که چرا اهل تشیع و تسنن از حقوق مساوی برخوردار نیستند؟ چرا از قابلیتهای ترکمنها در سطح کشوری استفاده نمی شود؟  چرا ته به حال یک بار از استاندار ترکمن استفاده نکرده ایم؟ چرا مسئولین رده بالای استانی کلا از اهل تشیع و غیرترکمنها است؟ چرا در استخدامها علیه ترکمنها تبعیض قائل می شوند؟ چرا با ترکمنها هم به عنوان شهروند درجه دهم رفتار می شود. نخیر نشنیده اید، بر عکس همیشه عکس آنها صحبت کرده اند. یادم هست در دوره ای که دکتر معین برای انتخابات ریاست جمهوری کاندید شده بود، ما به عنوان جمعی از اصلاح طلبان ترکمن به صورت مشروط از دکتر معین حمایت کردیم و خواستار آن بودیم که در صورت پیروزی چند مورد از مطالبات ترکمنها در راستای  حقوق انسانی و ملی آنها هم رعایت شود. این مطالباتمان را به مطبوعات هم کشیده بودیم. آن موقع آقای نورمفیدی در سخنرانی نماز جمعه علیه ما این جملات را بکار بردند: آنهایی که در این شرایط حرف از حقوق اقوام می زنند عوامل آمریکا هستند. ( یعنی ما به خاطر دفاع از حقوق ترکمنها شده بودیم عامل آمریکایی ای که در خواب هم نمی دیدیمش).

نتیجه این که مسئولین استانی فقط زمانی از ما حمایت می کنند که قرار باشد کاسه کوزه ها فقط سر یک نفر شکسته شود، اما برای تغییر کلی در نگاه این سیستم و اعتراض به بی عدالتیهایی که شب و روز شاهد آنند صدایشان در نمی آید.  مسئولین استانی در این فرصت از مسئله اتحاد و همبستگی اقوام در استان گلستان صحبت می کنند و امثال خلیلی را خلل وارد کنندگان بر آن نشان می دهند.  هیچ یک نمی گویند که این چه وحدت و همبستگی ای است که قومی در آن از حقوق شهروندی درجه ا ول استفاده می کند و قومی دیگر همیشه مرئوس و فرمانبر و مظلوم قرار می گیرد! به نظر می رسد که آنها سکوت مایوسانه ترکمنها را در قبال ظلمها و تبعیضها، نوعی همبستگی و اتحاد قلمداد می کنند. متاسفانه تا وقتی که نوع نگاه و سیاست این سیستم ، مشکل ما حل نمی شود. این معضل ماری هزار سر است که یک سر آن را که جدا کنی سری دیگر از خاک بر خواهد آمد.

نکته سوم: ترکمنها باید به اعتراضهای مدنی خو بگیرند.

ما ترکمنها از دوره رضاخان به بعد زندگی سلحشورانه خود را رها کرده ایم. اما چون در سیستمی دموکراتیک با آزادی احزاب پرورش نیافته ایم، به اعتصاب و تحصن و تظاهرات هم خو نگرفته ایم. اگر این توهین به آذربایجانیها و عربها و کردها… صورت می گرفت حتما مردم به خیابانها می ریختند. اما در فرهنگ سیاسی ما اعتراضهای مدنی جایی نیافته است. همان فرهنگ سلحشوری ما هنوز هم به گونه ای در میان ما روان است. طوری که عقده ها و خشمهایمان را آنقدر در قلبهایمان انباشته می کنیم که ناگهان یک روز انفجار می یابد و برخوردهای سرسخت و خشنی انجام می دهیم. اما در دنیای امروز برای احقاق حقوق خود باید به حرکتهای مدنی نیز عادت کنیم. به شکر خدا به برکت شبکه های اجتماعی، جوانان ترکمن امروز خیلی فعالتر از گذشته هستند. شبکه های اجتماعی مجازی فرصتی برای ارتباط بیشتر مردم ایجاد کرده اند. اما این کافی نیست.

همان طور که معلمان برای حقوقهای تعویقی خود با چند پارچه و پلاکارد جلوی مجلس اعتراض خود را به گوش مجلس می رسانند، همان طور که کارگران گرد هم می آیند و اعتراضی دسته جمعی می کنند ما نیز باید موجودیت و زنده بودن خود را نشان بدهیم. اینجا منظور نگارنده حرکتهای قهری نیست، حرکتهای آرام و دسته جمعی حتی بدون صدا و به دور از تنش هم می تواند موجودیت و صدای مردمی را به بهترین شکل انعکاس بدهد. برای اشاعه فرهنگ مدنی اعتراض بین ترکمنها در وحله اول روحانیون ترکمن و نمایندگان مجلس نقش خطیری به عهده دارند که مردم خود را مورد حمایت قرار دهند و به مردم خود انگیزه بدهند و در وحله های بعدی  مسئولیت به دوش قشر دانشجو است که در هر جامعه ای با پویایی و حس انقلابی گری خود شناخته می شوند، همچنین روشنفکران و اهل قلمی که همیشه باید یک قدم جلوتر از جامعه خود باشند و…

ترکمنها باید نحوه آزادسازی تدریجی انرژی درونی را تمرین کنند و همه چیز را نباید برای روز انفجار نگه دارند. به این صورت نه سیخ خواهد سوخت و نه کباب. این از ضروریات جامعه مدنی است.

 

 

Comments: 0

Your email address will not be published. Required fields are marked with *