از بین رفتن روستاهای تولیدی

یکی از تحولات منفی که بعد از انقلاب در روستاها رخ داد، به موازات آبادانی و پیشرفت روستاها سطح تولیدات ازجمله قالی بافی، نوغان داری(پرورش کرم ابریشم)، دامپروری وپرورش طیور(مرغ محلی) و سایر تولیدات خانگی با کاهش چشم گیری مواجه شد.

درواقع ورود تسهیلات و امکاناتی مانند آب ،برق،گاز،تلفن،آسفالت شدن راههای روستا یی و اینترنت را می توان مساوی با مصرفی شدن روستاها ارزیابی کرد. امکانات رفاهی وعمرانی نه تنها باعث تسهیل تولید نشده بلکه باعث مصرفی شدن روستاها شده است. چرا چنین شده است؟ به نظر می رسد این کار چند دلیل داشته باشد.

۱- قبل از انقلاب در روستاهای ترکمن نشین به شدت تولید قالی و قالیچه و قارچین وخورجین و انواع و اقسام بافتنیها ی کوچک و بزرگ و تولید نمد درهرنوع ورقم آن،توسط زنان زحمت کش روستایی رواج داشت. تا جاییکه می شود گفت بیشتر مردان دو ماه پاییز و سه ماه زمستان رابیکار بودند و غالب هزینه ی اقتصاد خانوار بر عهده ی زنان روستا بود. حتی زنان باردار تا روز زایمان در خانه و سر مزرعه کار می کردند. آن موقع تولید صرف می کرد چون مواد اولیه از خود روستا تامین می شد و تجارت با کشورهای خارجی هم رونق خوبی داشت.

۲- قبل ازانقلاب ازمراتع روستاها توسط جنگل بانی به شدت محافظت ومتجاوزان به مراتع مجازات می شدند. دامها دربهارازمرتع ودرتابستان ازسفال وکاه زمینهای کشاورزی تغذیه می کردند و تولیدات دامی برای دامداران و کشاورزان مقرون به صرفه بود. اما متاسفانه این چرخه بعد از انقلاب بهم خورد با موازات از بین رفتن مراتع وتنگ شدن عرصه برای دامداران،خیلی از دامدران از خیر تولید گذشتند و با فروش دامهایشان به شغلهای کاذب دللالی و واسطه گری روی آوردند. در تابستان نیز با نهایت وحشی گری کاه زمینهای کشاورزی آتش زده می شود یا توسط کاه جمع کنهای تراکتوری که پشت تراکتورها بسته می شود زمینهای کشاورزی لخت و عریان می شود آن موقع دامداران مجبورند در تابستان نیز دامها را با دست تغذیه نمایند که هم هزینه تولید را بیشتر می کند وهم با ازبین رفتن پوشش گیاهی سطح زمین، رطوبت زمین نیز از بین می رود و برای کشاورزی بسیار مضر است.

۳- گاهی اوقات در یک روستای بزرگ نه شیر محلی پیدا می شود، نه مرغ محلی،نه تخم مرغ محلی،نه عسل محلی. در صورتیکه قبل از انقلاب این نوع موادغذایی از همسایه هر کس به صورت مجانی یا بسیار ارزان و آسان بدست می آمد. بنده خودم برای به دست آوردن شیر مجبورم چند روز نوبت بخوابم آن موقع هم مجبورم مصرف یک هفته را در همان نوبت بخرم. یکی از دوستان می گفت: دو قطعه مرغ محلی را نتوانستم از روستای خودم بخرم و از یک روستای دیگر ابتیاع کردم. در واقع پیشرفت و عمران و آبادانی روستاها به معنای نابودی تولید در روستاها نیست ولی ما بعد از انقلاب چون راه را اشتباه رفتیم و از راه علمی توسعه دور وبه همه چیزبا عینک سنتی و غیر علمی نگاه کردیم به این روز مصیبت بار گرفتار شدیم.

۴- درحال حاضر می شود گفت نود درصد دختران روستایی قالی بافی، قالیچه بافی، بافتن قارچین و پشتی ،خورجین،پلاس،جاجیم، گلیم، نخریسی و تهیه ی پشم و نمد مالی و دوشیدن گاو و تهیه ی کره و پنیر محلی وانواع و اقسام دوخت و دوز و امثال آن که یک شغل خانگی و محلی و تولیدی محسوب می شود بلد نیستند.پسران کشاورزان ودامداران نیز وضعی مشابه دارند از تولید آبا و اجدادی فاصله گرفته وابسته به شهر و دولت شدند که یک امر مطلوب به حساب نمی آید.

۵- در حال حاضر گفته می شوداستان گلستان قطب مرغداری کشور است. ولی از تولیدات مدرن مانند مرغداری و دامداری صنعتی به صورت مناسب حمایت نمی شود. بانکها وامهای خودشان رابا مدت چهار ساله می دهند و قسط و سود وام را بدون توجه به وضعیت تولید کنندگان از آنها اخذ می کنند.این در حالی است که در کشورهای پیشرفته صنعتی به تولیدکنندگان وام ده ساله با سود بسیار اندک داده می شود تا تولید و اشتغال در کشور رونق داشته باشد یا حداقل آسیب کمتری ببینند و تولید کنندگان به کار خود ادامه بدهند.

۶- وضع تولیدات روستایی در کشورهای صنعتی: گفته می شود در کشورهای صنعتی به موازات پیشرفت و آبادانی روستاها بافت تولیدی روستاها حفظ شده و تولیدات روستایی مانند کشاورزی ،دامپروری،زنبورداری ونوغانداری و امثال آن جریان دارد و مردم روستاها ضمن استفاده از تکنولوژی وفناوریهای پیشرفته ازتولید فاصله نگرفته بلکه به کمیت و کیفیت آن افزوده ونقش مهمی در تولید ملی دارند. اینها می توانند الگوی خوبی برای کشور ما باشند که بافت روستاها همچنان تولیدی باقی بمانند و مردم با سکونت در روستاها به کار اصلی خود مشغول باشند و تولید ملی را یاری دهند.

 

امان محمد خوجملی فعال مدنی

Comments: 0

Your email address will not be published. Required fields are marked with *